yeki mese hich kas
malom nist
شنیدی واست میمیرم ولی باز حوصله کردی اینکه با منی تو یا نه یه سوال نقره ای بود پاسخش رو تو برای عالمی مسئله کردی آسمون آرزوهام زیر هجرت تو لرزید با جرقه ی نگاهت اومدی زلزله کردی تو جایی واسه غرورو التماس من نذاشتی هر چی خواستم که بمونی طلب فاصله کردی آخرش گفتم برای با تو بودن دیگه دیره گفتی نه وقتش رسیده از خیانت گله کردی اینجام میگم من از تو دل نمیبرم اگر چه از تو دلخورم اگرچه گفته ای تورا به خاطرات بسپرم تا دیداری۲باره دختر چقد رژیم میگیری اسکلت شدی! چیکار میکنی اینقد لاغر میشی؟ الهی چقد ریز شدی!!!!!!!!! پریسااااااااااااااااااااااااااا خودتیییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وای پریسا تو همون پریسای یه سال پیشی؟چقد لاغر شدی!یه لحظه نشناختمت! اینا اون حرفای تکراریییه که میشنوم! خسته نشدین بس گفتین؟ ولی من خسته شدم گفتم:اره دیگه بعد خندیدمو گفتم لاغری مده ههههههههههههههههه اوایل فک میکردم محض اینه که بگین اره منم هستم اینارو میگین ولی بعد لباسیو که یه سال پیش میچسپیدو میبینم جای دوتای منه باورم میشه! بعد به خودم میگم همونم؟ همونی که عالمو سر کار میزاشت کسی که دنیا از دستش اسایش نداشت! من همونم؟ بعد میگم نه نیستم اخه این ادم عصبیه سگ اخلاق مزخرف کجاش مث اونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد دقیق میشم میبینم نه هنوز کسی نفهمیده من این قد تغییر کردم! چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بعد میفهمم حق دارن! اونا اون پرییو میخوان که بالاخره یه کم بخندونشون در مواقعی که کارش دارن مث برق بیادو راحت بعدش بره چیزیم ازت نخواد! همشون دوست صمیمی هستنااااااااااااااااااااااااااااا همشون همشون دوست دارن٬درکت میکنن٬ دلشون واست تنگ میشه٬ بی تو بهشون خوش نمیگذره! ولی بیشتر موقع کارا و تنهاییاشون یادت میوفتن! دوست صمیمی هستنو هیچ وقت نپرسیدن چته٬ نفهمیدن چه مرگته حتی غم نگاتو نفهمیدن! در حالی که تو باید غمخوار همشون باشی! تا پاچه نگیری داد نزنی گریه نکنی نمیپرسن چته حتی.......................... امروز خیلی دلم پره خیلی از همتون دلگیرم رفقا تمام دلگیریهام اومده سراغم! همون دلگیریهایی که هیچ وقت بهتون نگفتم اینا فقط جزء کوچیکی از حرفای تو دلمه حرفایی که به هیچ کودومتون نگفتم! میدونم بعد خوندنش همتون موضع میگیرین میگین من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم مث همیشه سکوت میکنم یا میگم تو نه منظورم یکی دیگه بود تا مبادا از دستم دلخور شین! دیگه خسته شدم از این ماسک بیتفاوتی از تک تکتون دلگیرم بقیشو نپرسین چون میدونین نمیگم وقتی به این فکر میکنم که چقد به حرفاتون گوش دادمو چقد حرفام رو دلم موند مخم میخواد منفجر شه اهای دوستان صمیمییه من گاهی اوقات احوال منم بپرسین! بزارین اگه برگشتم پشت سرمو دیدم همتون باشین نه فقط اسماتون باشه بفهمین که دیگه خسته شدم از درک کردن یه کم شمام منو درک کنین فقط یه کم! هنوز احساس نمیکنم خالی شده باشم ولی دیگه نمینویسم تا مبادا بیشتر از این ناراحت شین رفقای من! خوبی که؟ بی مام که بهت خوش میگذره! امروز اومدم یه چیزاییو بگم که خیلی وقته باید بگم! کاش میخوندیشون گر چه امید ندارم ولی مینویسم این چند وقته خیلی فکر کردم دیدم راست میگفتی من همونیم که تو میگفتی خیلی بهت بد کردم خیلی مث تموم پشیمونا میگم کاش اون روزا برگرده که من اون کارارو نکنم پیش خودم میگم:اگه برگرده این بار اونی میشم که میخواد! ولی میدونم اینقد بد بودم که بر نمیگردی................. تو واسم خیلی کارا کردی ولی من نتونستم جبران کنم من و واسه تموم اون روزا ببخش به خاطر این رنج یه ساله ببخش این بار عاجزانه ازت میخوام خیلی حرفارو اماده کرده بودم تا بهت بگم ولی الان که مینویسم هیچی یادم نمیاد هیچی!!!!!!!! حتی حرفایی که هزار بار بار تو رویا بهت گفتم! خواهش میکنم منو از این کابوس رها کن یه بار این زحمتو لطفو مرحمتو ترحمو یا هر چیز دیگه به من بکن و بهم بگو که منو بخشیدی یا نه! منتظرم مث همیشه بازم منم دیگه ملالی نیست جز نداشتنت نخواستنت راندنت باختنت رفتنت نماندنت با او و هزاران اوی دیگر بودنت بدون مکث پاسخ منفی دادنت و عشقی نیست! جز به چشمان ناز تا ابد روشنت این را برایت نوشته بودم باز هم مینویسم: هر ستاره شبی است که از تو دورم اسمان چه پر ستاره است... حالا یک سال از اشنایی ما میگذره... تولد یک سالگیه اشناییمون مبارک...!!! اینم اپی که میخواستین! از طرف: یکی از پاپتیات که تو بازار پر آشوب چشات دل و داد به خنده هات یکی از پاپتیات یکی از پاپتیات من تمنا کردم که تو با من باشی تو به من گفتی: هرگز! هرگز! پاسخی سخت و درشت......... و مرا غصه این هرگز کشت!!!!!!!!!!!! دلم غربت زنگ آخر گرفت نگاهم که کردی سکوتم شکست درون دلم عشق گویی نشست نگاهم که کردی زمان صبر کرد دل آسمان را پر از ابر کرد و بعد از نگاه تو باران گرفت و عشقی میان دلم جا گرفت نگاهم کن و باز با من بمان تو حرف دل بیکسم را بدان نگاهم کن ای زندگی بخش من و با قلبم از عشق حرفی بزن .........................!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون چناران کهن از درون تلخی واریزم را کاهش جان من این شعر من است آرزو می کردم که تو خواننده ی شعرم باشی ـ راستی شعر مرا می خوانی؟ـ نه دریغا هرگز باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی! ـ کاشکی شعر مرا می خواندی!ـ راستی دفترم داره تموم میشه کم کم ولی تو نیستی که بخونیش...........................!!!!!!!!!!! نقش کردم رخ زیبای تو بر خانه ی دل خانه ویران شدو آن نقش بر دیوار ماند بعد سر اینکه بر دیوار ماند یا به دیوار بماند بحث کردیم. از اون موقع هر کی این سوالو ازم میپرسه همین شعرو میخونم. یادش به خیر............................... شعر اصلی از آقای حمید مصدق بود ولی این جوابو نمیدونم کی گفته!!!!!!!!!!!!! من به تو خندیدم چون که میدانستم تو به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدی باغبان از پی تو تند دوید و نمی دانستی باغبان پدر پیر من است من به تو خندیدم تا که با خنده ی خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان منو سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک دل من گفت برو چون که می خواست ز خاطر ببرد گریه ی تلخ تو را و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام حیرت و بغض نگاه تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چه می شد اگر باغچه ی خانه ی ما سیب نداشت. و این ما هستیم که با فکر خودمون معنی می کنیم. کاش یه طرفه به قاضی نریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب : پيچك |


